على آقا نورى
211
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
امامت و جانشين بعد از خود مىپرداختند . « 1 » با اينهمه اين اقدام آنان نيز در مواردى همراه با شرط عدم افشاى اسرار امامت و جلوگيرى از اعلام همگانى آن بود . « 2 » به علاوه اينكه همين عده خاص نيز گاهى با افشاى اسرار ، اسباب دردسر خود و يا امام خويش را فراهم مىساختند . « 3 » توجه به اين نكته لازم است كه آن دسته از احاديث كه جانشينى امام بعدى توسط امام قبلى را روشن مىكند براى اصحاب و پيروان شيعى ائمه در عصر حضور روشن و قابل دسترس نبود ، بلكه روشن شدن و قابل دسترس همگانى بودن آن را بايستى از بركت تلاشهاى بعدى محدثان دانست . چرا كه برپايه برخى از گزارشهاى روايى چنين به دست مىآيد كه حتى برخى از امامان گاهى از جانشينى خود براى امامت اطلاع نداشتند . به عنوان نمونه در رواياتى نقل شده است كه حضرت امام هادى بعد از فوت پسرش محمد به امام حسن عسكرى عليه السّلام گفت : پسرم ! خدا را شكر كن زيرا خداوند براى تو امر جديدى حادث كرده است . و يا بنابر گزارش ديگرى اعلام مىدارد كه نسبت به امامت " سيد محمد " بدا حاصل شده است . « 4 » البته پذيرش چنين مطلبى با نگاه قالب تشيع امامى به امامت سازگارى ندارد ، امّا اگر اين گزارش را كه در كتب روايى معتبر شيعه آمده است جعلى ندانيم ، قدر متيقن از معناى اين عبارت آن است كه امامت امام يازدهم از قبل براى اين دو امام روشن نشده بود و بعد از آن روشن شد . سردرگمى اصحاب و نتيجه آن - يعنى همان بحران در تعيين مصاديق واقعى امام - از زبان نصر بن قاموس ، صحابى امام هفتم نيز به دست مىآيد . وى با اين تعليل كه بعد از امام صادق عليه السّلام « ذهب الناس يمينا و شمالا » با تأكيد از امام موسى بن
--> ( 1 ) . مواردى از آن را بنگريد در : اصول كافى ، ج 1 ، ص 286 - 329 ، 372 . ( 2 ) . جعفرى ، ص 348 - 344 . همچنين نك : نورى ، مستدرك الوسائل ، ج 12 ، ص 289 ، باب تحريم اذاعة الحق مع الخوف به . ( 3 ) . نك : كشى ، شماره 476 - 478 ، 488 . ( 4 ) . نك : كلينى ، كتاب الحجة ، باب الاشارة و النص على ابن محمد ، حديث 4 ، 108 .